+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 16:0  توسط مسعود طايفي
|
طلوع ميكند آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني
دوباره پلك دلم ميپرد نشانه چيست
شنيدهام كه ميآيد كسي به مهماني
كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه ميداني
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 19:14  توسط مسعود طايفي
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:17  توسط مسعود طايفي
|
مخمل: از انقلاب مخملي بيزارم...

مخمل، گربه ی "خونه مادر بزرگه" اعلام کرد از کساني که با تلاش براي راه
انداختن انقلاب مخملي در ايران سعي در بدنام کردن نام او داشتهاند، شکايت
ميکند.
مخمل در مصاحبهاي خبري که کنار خونه مادربزرگه برگزار شد، درباره محتواي
شکايت خود توضيح زيادي نداد اما به عوامل انقلاب مخملي توصيه کرد دفعه بعد
براي انقلاب کردن سراغ شخصيتهاي ديگر مثل پينوکيو، سگ آقاي پتيبل، خر
شرک، گاوهاي حنا دختري در مزرعه، و کرهالاغ کدخدا بروند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 21:33  توسط مسعود طايفي
|
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروريخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد، تو به من گفتي:
- ” از اين عشق حذر كن!
لحظهاي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينة عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم:” حذر از عشق!؟
ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...
“
باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
“
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...
اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:8  توسط مسعود طايفي
|
سلام درگیر نوشتن مطلب "من خودکشی می کنم" بودم که با یکی از دوستان در
خصوص وبلاگ طقلب سبز که به موضوع تقلب در انتخابات می پردازد وارد بحث
شدم. دهان بنده سرویس گشت چون قصد اتمام و ویرایش مطلب "من خودکشی می کنم
" را داشتم. ولی جذابیت بحث به حدی بود که در زمان بحث تصمیم گرفتم اول
این مطلب را قرار دهم. در ادامه مشروح این مناظره اینترنتی را مطالعه می
فرمائید و برداشت از موضوعات مطرح شده به عهده خود شما می باشد ضمن این که
شروع بحث کمی هندی هست ولی به مرور به قوت مباحث افزوده می شود پس در
دنبال کردن موضوع شکیبا باشد. همچنین بنده از ادامه دنباله این گونه
مباحث استقبال می کنم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 22:28  توسط مسعود طايفي
|
به زودی منتشر می شود !

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 20:6  توسط مسعود طايفي
|
در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
حافظ قرابه کش شد و مفتي پياله نوش
عشق است و مفلسي و جواني و نوبهار
عذرم پذير و جرم به ذيل کرم بپوش
قصه از جایی شروع شد که این مهدی کلی غر زد و گفت : "سلام آقا مسعود عزیز, تا عصبانی نشدم و هرچی از دهنم درمیاد نگفتم(به روش .......) می ری مثل بچه آدم یه اسم مسلمونی پر محتوا و اندیشه برانگیز و آدمیزادی برا وبلاگت انتخاب می کنی, بعدهم من لینکش می کنم و به بقیه هم می گم. فهمیدی کوچولو؟!!! فورتینگ یعنی چی؟؟؟"
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 18:37  توسط مسعود طايفي
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:36  توسط مسعود طايفي
|
ويژه نامه جشنوراه فيلم فجر

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:13  توسط مسعود طايفي
|
خوب براي شروع بکار اين وبلاگ اولين چيزيکه بنظر ميرسه در موردش آغاز بکار کنم ثبت خاطرات انتخابات مجلس هشتمه. البته هنوز دو سه روز ديگه مونده اما اتفاقات جالبي توي تقريبا 10 روز مونده به انتخابات واسم اتفاق افتاده که گفتنش بسيار مهمه.
ثبت اين وقايع چهار سال ديگه بازم لازممون ميشه همينطور که امسال لازم بود اما يادمون نميومد.
منتظر باشين.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:54  توسط مسعود طايفي
|
سلام
امروز روز اول شروع بکار اين وبلاگ که به توصيه دوست بزرگوار و دانشمندم راه اندازي کردم رو اونهاي که دوست دارن بهم تبريک بگن.
اينجا ما کلي هدف ، نقشه و برنامه داريم که فعلا حال حرف زدن در موردش رو ندارم چون در 36 ساعت گذشته يک ساعت و نيم خوابيدم
فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:24  توسط مسعود طايفي
|